المحقق السبزواري
805
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
خالقى كه پادشاهان را به معصيت بندگان ساخت و بندگان را به طاعت پادشاهان ساخت . » گردش ايّام زليخا را متغيّر ساخته بود و حسن و طراوت و لطافت جوانى او از صرصر « 1 » تندباد پيرى تبديل يافته و سختى روزگار و مشقّت فقر و فاقه و اندوه او را از حال خود گردانيده . حضرت يوسف فرمود : « تو كيستى ؟ » گفت : « من آن كسىام كه به نفس خود خدمت تو مىكردم و موى تو را بهدست خود شانه مىكردم ، و مأوى و مثواى تو را به آنچه مقدور من بود گرامى مىداشتم . حال من چنين شد و و بال امر خود چشيدم . قوّت من رفت و مال من تلف شد و چشمم نابينا شد و به حالى شدم كه از خلق سؤال مىكنم . بعضى مرا رحم مىكنند و بعضى نمىكنند ، و بعد از آنكه مغبوط و محسود اهل مصر بودم ، مرحوم ايشان شدهام كه بر من ترحّم مىكنند و اين است جزاى مفسدان . » حضرت يوسف عليه السّلام بر او بگريست گريهء شديدى و گفت : « آيا در دل تو هيچ از محبّت من چيزى باقى مانده ؟ » گفت : « قسم به آن كسى كه حضرت ابراهيم را عليه السّلام خليل خود گرفته كه يك نظر به جانب تو را دوستتر مىدارم از آنكه كلّ زمين را پر از طلا و نقره به من دهند . » « 2 » در زمان نوشيروان ، كه كمال عدالت مىورزيد ، اكثر ملك او معمور بود و اندك زمين خراب پيدا نمىتوانستند كرد « 3 » و در اوايل فتح بلاد عجم كه در زمان عمر واقع شد ، ارض سواد ، كه عبارت است از عراق عرب و حدّ آن از منتهاى جبال حلوان است تا طرف قادسيّه و از موصل تا ساحل بحر از شرقى دجله ، اراضى آن معمور وآبادان بود . نقل شده كه ارتفاع و حاصل ديوانى آن در عهد عمر صد و شصت هزارهزار درهم بود و از مصعب بن يزيد انصارى نقل است كه گفته كه ، « حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام مرا بر چهار رستاق از رساتيق مداين عامل ساخت . بهقباذات « 4 » و نهر
--> ( 1 ) . باد بلندآواز . ( 2 ) . نك : سراج الملوك ، صص 296 تا 300 . ( 3 ) . انوشيروان براى رسيدگى به وضع كشاورزان و اصلاح قانون ماليات اراضى ، نظام مقاسمه را ، كه از روزگار هخامنشى برقرار بود و موجب لطمه به كشاورزان و بهرهبردارى سوء توسّط مأموران دولتى مىشد ، به نظام خراجى تبديل كرد . نك : اجتهادى ، بررسى وضع مالى و ماليهء مسلمين ، صص 57 تا 61 . ( 4 ) . « بهقباذ » نام سه كوره است در ناحيهاى كه بغداد در آن است و با آب فرات به زير كشت مىرود . آن سه بهقباذ اعلى و اوسط و اسفل هستند و منسوبند به قباد بن فيروز پدر انوشيروان . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 516 .